تبليغاتX
(دولت عشق (آرامش درون
تو زندگی مثل زودپز باش. هر وقت جوش آوردی در کمال خونسردی سوت بزن
شاید برایتان جالب باشد که اگاه شویم دعا در زندگی ما انسانها چه اثراتی را به همراه دارد امروزه اکثر ما انسانها فکر میکنیم که دعا  کردن هیچ تاثیری در زندگی  و در موفقیت ما ندارد. دکتر ژوزف مورفی توضیحاتی را در این باره نقل کرده است که بد ندیدم چکیده ای از نظریات این روانشناس را برایتان نقل کنم
ایا از ته دل دعا کردن را میدانید؟در روزچه اوقاتی را صرف عبادت و دعا میکنید؟ بی گمان هر کس ایمانی و اعتقادی دارد در مواقع خطر وهنگام گرفتاری و بیماری و یادر وقت مرگ دست به دعا بر میدارید دعای میکنیم تا خطر را از خویش دور سازیم.
خلبانی را در ذهن خود تجسم کنید که هواپیمایش برفراز اسمانها دچار سانحه شده و پس از انکه سالم به زمین مینشیند مدعی میشود که تنها  دعای او بوده که او را از ان وضعیت وخیم رهانیده است تردیدی نیست که دعا کردن عامل اعجازگری را در مقابله با خطرات بشمار میرود اما هرگز نبایستی تا زمان پدیدار شدن گرفتاری و مسایل دست روی دست گذاشت و به قول معروف دستی به دعا نبرد وبلکه بهتر است این عنصر شگرف را به بوته فراموشی نسپاریم و دقایقی از اوقات شبانه روز را بدان اختصاص دهیم تا ارامشی ژرف در کنه وجود و باطن و نفس خویش پیدا کنیم.در این جا این سوالی پیش می اید که بین دعا کردن وبهره گیری از نیرویاطن هر شخص چه رابطه ای میتواند وجود داشته باشد؟پاسخ این است که معمولاضمیر باطن به تصویر ذهنی  یا به عبارت دیگر اندیشه ای در ذهن جای گرفته جواب میدهد (یعنی ان چه را که میخواهیم و ارزوی انرا داریم و یا از کسی  برای رسیدن به ارزویمان کمک میطلبیم) جواب میدهد اصل اعتقاد و ایمان در تمامی مذاهب جهان یکسان میباشد که از نظر روانشناسی نیز این امر مورد تایید قرار گرفته است. قانون زندگی قانون ایمان است و به زبان ساده تر شکل گرفتن اندیشه در مغز است فردی که می اندیشد. احساس میکند و بدان معتقد است در ذهن خود عناصری و موادی را قالب ریزی میکند و انگاه جلوه باطنی افکاری وی به گونه های متفاوتی بروز میکند  وثمره ایمان و اعتقاد او در رفتارش متجلی میگرددو به این ترتیب دعای شخص زمانی مستجاب میشود که ارزوی ان را در قلب خودنشانده باشد
منبع:چکیده ای از کتاب قدرت فکر اٍثر دکتر ژوزف مورفی

سه طریق خدا برای پاسخ به دعا

او میگوید آری و آنچه میخواهی به تو میدهد.

او میگوید نه و چیز بهتری به تو میدهد.

او میگوید صبر کن و بهترین را به تو میدهد.

 علاج همهء بيماری های جسمی و روحی ارتباط با خدست.گه گاه از محيط خود جدا شويد و به درون خويش رويد.در سکوت منتظر «خدا»شويد بیشک حضور «او»را احساس خواهيد کرد.عاشقانه با «او»راز و نياز کنيد.تمام کارهای خود را به«او»بسپاريد پيش از آغاز هر کاری دعا کنيد که«او»به شما ياری برساند و متبرک گرداند.پس از انجام او را شکر کنيد.

هرآچه برايتان پيش می آيد بپذيريد.به دنبال خوشی نرويد و از ناخوشی اجتناب نکيد.از هر چه پيش میآيد لذت ببريد.

به خداوند اعتقاد داشته باش.به «او»ايمان آور و بدان که او هميشه بهترين کار را برای تو انجام خواهد داد.بنابراين با اراده و خواست او همکاری کن و وسيله ای مشتاق در دستان او باش

عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل گرفته بودند مردی از کوچه ای می گذشت که غلامی را دید که بسیار شادمان و خوشحال است .
به او گفت چه طور در چنین وضعی میخندی و شادی می کنی ؟
جواب داد که من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد و تا وقتی برای او کار میکنم در هر حالی روزی مرا میدهد پس چرا غمگین باشم در حالی که به او اعتماد دارم ؟
از آنجا که آن مرد از عرفای بزرگ ایران بود و چشمها یش را شسته بود و جور دیگرمیدید گفت از خودم شرم کردم که غلام به اربابی با چند گوسفند توکل کرده و غم به دل راه نمی دهد و من خدایی دارم که مالک تمام دنیاست و نگران روزی هستم

یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش… راهبه سوار میشه و راه میفتن… چند دقیقه بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه… راهبه میگه:پدر روحانی ، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار… کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه… چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس میده… راهبه باز میگه:پدر روحانی! روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار!… کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه… بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته:«به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»!
نتیجه اخلاقی:اینکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست میدی!

فقیرترین مردم کسی است که رویایی در سر ندارد

بزرگترین ریسک در زندگی ٬ بیکار نشستن است

سرنوشت هر کسی را شخصیت او تعیین می کند

ناراحت بودن برای آنچه ندارید نابود کردن چیزهایی است که دارید

بزرگترین اشتباه این است که از اشتباه کردن بترسیم

گريستن يک شب طول ميکشد اما صبح روز بعد شادی از راه ميرسد

بهترين راهی که برای مواجه با مشکل وجود داره اينه که هر مشکل رو مثل دوستی بدونيم که پيام و درسی برای ما داره و با اين نگرش به استقبالش بريم.
پس هر مشکل رو هديه ای ارزشمند از بينش و نيروی پنهانمون بدونيم و به تجربه های تلخ لبخند بزنيم .

با اين تجربه فردی شکست نا پذير هستيم که راه پيروزی را میپيمايد

با عرض پوزش از دوستان عزیزم بابت تاخیر در عرض ادب، در اسرع وقت به دیدارتان می آیم

عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

http://noghly.blogfa.com/
+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی 

جهان هستی مثل غول چراغ جادوست. غول چراغ جادو فقط میگوید: فرمانبردارم سرورم و همیشه فقط همین حرف را تکرار میکند. پس کافیست که شما فقط آن چیزی را که دوست دارید طلب کنید تا غول چراغ جادو به شما بگوید فرمانبردارم سرورم و خواسته تان را برآورده کند. پس اگر دانسته یا ندانسته در مورد چیزی که نمیخواهید یا دوست ندارید ، حرف بزنید یا گله و شکایت کنید یا احساس ناراحتی کنید غول چراغ جادو باز هم میگوید:فرمانبردارم سرورم و همان رابرایتان فراهم میکند.

آرزو کن ، بطلب ، ایمان داشته باش ، دریافت کن.

آن چیزی را که میخواهید طلب کنید.( اکثر ما به خودمان اجازه نمیدهیم آن چیزی را که واقعاً دلمان میخواهد طلب کنیم.) کائنات به افکارشما پاسخ میدهد. برای دریافت شما باید خودتان را با آن چیزی که میخواهید همجهت کنید یعنی قدردان باشید و برای دریافت آن شور و اشتیاق داشته باشید.

اکثر افراد افکارشان را به عکس العمل نشان دادن به چیزی که وجود دارد صرف میکنند.(اگر به آن چیزی که هست نگاه کنید و حتی اگر آن را نخواهید یا از آن ناراضی باشید)و به آن فکر کنید، قانون جاذبه دوباره همان چیز را به شما میدهد.

بودا: هر آنچه هستیم نتیجه افکاری است که داشته ایم.

اگر به جای شکایت برای چیزهایی که دارید قدردانی کنید احساس بهتری پیدا میکنید و این باعث جذب چیزهای بهتری به سمتتان میشود.

وقتی چیزی را تجسم میکنید آن را پدید می آورید. پس موقع تجسم همیشه روی نتیجه پایانی متمرکز شوید. وقتی خود را در موقعیتی که دوست دارید تصور میکنید ، دیگر احساس نمیکنید که به آن چیز نیاز دارید بلکه احساس میکنید که آن چیز را دارید و آن احساس باعث مشود که کائنات همان موقعیت را برایتان پدید آورد.

اگر به دنبال حس لذت درونی ، بینش درونی و آرامش درونی بروید بقیه چیزها برایتان پدیدار میشود.

شما تنها کسی هستید که زندگیتان را می آفرینید چون هیچ کس دیگر نمیتواند برای شما فکر کند.این کار تحت کنترل خود شماست. اگر چیزی را که می بینید ٬ میخواهید در مورد آن بنویسید ، راجع به آن با دیگران حرف بزنید ، به آن فکر کنید و روی آن تمرکز کنید ولی اگر آنرا نمیخواهید در موردش با کسی حرف نزنید ، توجهتان را منحرف کنید.

کارل لی یونگ: با هر چه مقابله کنید ایستادگی میکند.

منابع بیشتری از آنچه که ما بخواهیم وجود دارد. بیشتر از آن چیزی که تصور کنیم خوبی ، عشق ، لذت و... هست که به همه برسد. اگر میگوییم دچار کمبودیم به خاطر آن است که بینش خود را گسترش نمیدهیم.

اگر جز بهترین را نپذیرید اغلب اوقات همان بهترین را دریافت میکنید.

آیا نتایجی را که به حال گرفته اید شایسته شما هستند؟

هنری فورد: چه فکر کنید که میتوانید و چه نمیتوانید در هر صورت حق با شماست.

ما منبع بی پایانی هستیم از احتمالات قابل ظهور و قدرت خداگونه ای برای عینیت بخشیدن به خواسته هایمان داریم.

هدف اصلی زندگی احساس و تجربه لذت است. شادی درونی جوهره موفقیت است. به دنبال خوشی خودتان بروید. خودتان را با چیزهایی که آرزو دارید تصور کنید.

دوک النیگتون: اگر چیزی دلم را نلرزاند هدفم نیست.

تصمیم بگیرید که چه میخواهید بعد روی آن تمرکز کنید. این فرآیند خلقت است. از لحظه ای که شروع میکنید به درست فکر کردن چیزی وجود دارد که شما را هدایت میکند و جهت را نشان میدهد.

بخواهید بهترین باشید. با لذت زندگی کنید. هیچ چیز از گذشته شما نمیتواند حق ویژه زندگی شاد شما را انکار کند و هیچ چیز در آینده نمیتواند به غیر از لذت و شادی را برایتان به ارمغان بیاورد.

یاد بگیرید فقط عالیترینها و بهترین ها را در تجارب و امور روزمره پیدا کنید. آنها را بارور کنید ، در موردشان فکر کنید بعد منتظر ادامه و وقوع آنها باشید.

چیزی نیست که شما بخواهید انجام بدهید بجز همان چیزی که خودتان میخواهید انجام بدهید.

کترینگ
«من آینده را دوست دارم زیرا بقیه عمرم را باید در آن بگذرانم»

اسپارت
«اگر زندگی با تو سر ناسازگاری دارد تو با او سازش کن

عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

ترانه آزاده آزادم ببین از سریال میوه ممنوعه برای دانلود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی 

 خانمي با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار نخ نما شده خانه دوز در شهر بوستن از قطار پايين آمدند و بدون هيچ قرار قبلي راهي دفتر رييس دانشگاه هاروارد شدند. منشي فورا متوجه شد اين زوج روستايي هيچ کاري در هاروارد ندارند و احتمالا شايسته حضور در کمبريج هم نيستند.

مرد به آرامي گفت : « مايل هستيم رييس راببينيم منشي با بي حوصلگي گفت ايشان تمام روز گرفتارندخانم جواب داد : « ما منتظر خواهيم شد. »

منشي ساعت ها آنها را ناديده گرفت و به اين اميد بود که بالاخره دلسرد شوند و پي کارشان بروند.

اما اين طور نشد. منشي به تنگ آمد و سرانجام تصميم گرفت مزاحم رييس شود ، هرچند که اين کار نامطبوعي بود که همواره از آن اکراه داشت. وي به رييس گفت شايد اگرچند دقيقه اي آنان را ببينيد، بروند

رييس با اوقات تلخي آهي کشيد و سرتکان داد. معلوم بود شخصي با اهميت او وقت بودن با آنها را نداشت. به علاوه از اينکه لباسي کتان و راه راه وکت وشلواري خانه دوز دفترش را به هم بريزد،خوشش نمي آمد. رييس با قيافه اي عبوس و با وقار سلانه سلانه به سوي آن دو رفت.

خانم به او گفت : « ما پسري داشتيم که يک سال در هاروارد درس خواند. وي اينجا راضي بود. اماحدود يک سال پيش در حادثه اي کشته شد. شوهرم و من دوست داريم ؛ بنايي به يادبود او در دانشگاه بنا کنيم. » رييس تحت تاثير قرار نگرفته بود ... او يکه خورده بود. با غيظ گفت خانم محترم ما نمي توانيم براي هرکسي که به هاروارد مي آيد و مي ميرد ، بنايي برپا کنيم. اگر اين کار را بکنيم ، اينجا مثل قبرستان مي شود

خانم به سرعت توضيح داد آه ، نه. نمي خواهيم مجسمه بسازيم. فکر کرديم بهتر باشد ساختماني به هاروارد بدهيم رييس لباس کتان راه راه و کت و شلوار خانه دوز آن دو را برانداز کرد و گفت : « يک ساختمان ! مي دانيد هزينه ي يک ساختمان چقدر است ؟ ارزش ساختمان هاي موجود در هاروارد هفت ونيم ميليون دلار است

خانم يک لحظه سکوت کرد. رييس خشنود بود. شايد حالا مي توانست ازشرشان خلاص شود.

زن رو به شوهرش کرد و آرام گفتآيا هزينه راه اندازي دانشگاه همين قدر است ؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نيندازيم ؟» شوهرش سر تکان داد. قيافه رييس دستخوش سر درگمي و حيرت بود. آقا و خانم" ليلاند استفورد" بلند شدند و راهي پالوآلتو در ايالت کاليفرنيا شدند ، يعني جايي که دانشگاهي ساختند که نام آنها را برخود دارد:

دانشگاه استنفورد ،

يادبود پسري که هاروارد به او اهميت نداد

 دانايان با عمل زندگي مي كنند , نه با انديشه عمل .

 شغل تنها زماني ارزش و اعتبار دارد كه آزادانه پذيرفته شود .

 تا چيزي را نپذيريم نمي توانيم تغييرش دهيم .

 صاحب همت در پيچ و خم هاي زندگي هيچ گاه با ياس و درماندگي رو به رو نخواهد شد .

 اگر به دنبال موفقيت نرويد خودش به دنبال شما نخواهد آمد .

 اگر ندانيد كه به كجا مي رويد , چگونه توقع داريد به آنجا برسيد ؟

 خشم با ديوانگي آغاز مي شود و با پشيماني پايان مي پذيرد .

 وقتي هدفمان را از دست مي دهيم مجبور هستيم سعي خود را چند برابر كنيم .

 هيچ يك از تمايلات نفس انساني خطرناكتر از تمايل به تنبلي نيست .

 كسي كه هميشه مي خواهد اشتباه ديگران را ثابت كند , آنها را از خود دور مي كند .

 انديشيدن تا زماني كه با عمل همراه نباشد , خلاقانه نيست .

 بزرگترين اشتباهي كه كسي مرتكب مي شود , اين است كه دائم از اشتباه كردن بترسد .

 هر چه موانع جدي تر و سخت تر باشد , لذت تلاش و پيروزي بيشتر است .

 يكي از راههاي خوشبختي اين است كه نسبت به كوچكترين نعمت ها شكرگزار باشيم .

 يك انسان ناسپاس خوشبخت نشان بده .

 شما هماني هستيد كه فكر مي كنيد .

 اگر باور داشته باشي كه مي تواني , حتما مي تواني .

 يك انسان خردمند فرصتها و شانس ها را مي سازد , نه اينكه در انتظار آنها بنشيند .

 شجاعت داشته باش تا با حقيقت رو به رو شوي .

حضرت علي (ع) : از دوستي با نادان خودداري كن .

ضرب المثل آلماني : براي آدم بهانه گير هميشه بهانه وجود دارد .

 دروغ آيين اربابان و بردگان , و حقيقت خداي انسان هاي آزاد است .

ذهن خود را به آن چه مي خواهيد معطوف كنيد نه آن چه را نمي خواهيد .

كسي كه در بهار چيزي نكارد در پاييز چيزي درو نخواهد كرد .

آخرین لحظات شب، تاریک ترین لحظات شب اند.»

عید همگی شما مبارک و عباداتان مورد قبول درگاه حق

عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

يک روز بعد ازظهر وقتی که با ماشين پونتياکش می کوبيد که بره خونه

زن مسنی ديد که اونو متوقف کرد. ماشين مرسدسش پنچر بود.

او می تونست ببينه که اون زن ترسيده و بيرون توی برفها ايستاده تا اينکه بهش گفت:

" خانم من اومدم که کمکتون کنم در ضمن من جو هستم."

زن گفت: " من از سن لوئيز ميام, ‏ و فقط از اینجا رد می شدم.

بايستی صدتا ماشين ديده باشم که از کنارم رد شدن و اين واقعا لطف شما بود."

وقتی که او لاستيک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده شد

که بره, ‏ زن پرسيد:" من چقدر بايد بپردازم؟" و او به زن چنين گفت:

" شما هيچ بدهی به من نداريد. من هم در اين چنين شرايطی بوده ام. و روزی يکنفر

هم به من کمک کردهمونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی

که بدهيت رو به من بپردازی بايد اين کار رو بکنی. نگذار زنجير عشق به تو ختم بشه!"

چند مايل جلوترزن کافه کوچکی رو ديد و رفت تو تا چيزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده

ولی نتونست بی توجه از لبخند شيرين زن پيشخدمتی بگذره که می بايست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود. .

او داستان زندگی پيشخدمت رو نمی دانست واحتمالا هيچ گاه هم نخواهد فهميد.

وقتی که پيشخدمت رفت تا بقيه ۲۰۰ دلار شو بياره زن از در بيرون رفته بود

درحاليکه بر روی دستمال سفره اين يادداشت رو باقی گذاشت.

اشک در چشمان پيشخدمت جمع شده بودوقتی که نوشته زن رو می خوند:

" شما هيچ بدهی به من نداريد. من هم در اين چنين شرايطی بوده ام. و روزی يکنفر

هم به من کمک کردهمونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی

که بدهيت رو به من بپردازی بايد این کار رو بکنی. نگذار زنجير عشق به تو ختم بشه!"

اونشب وقتی که زن پيشخدمت از سرکار به خونه رفت

در حاليکه به اون پول و يادداشت زن فکر می کرد.

وقتی که شوهرش دراز کشيد تا بخوابه به آرومی و نرمی در گوشش گفت:

" همه چيز داره درست ميشه دوستت دارم جو!"

از هر دستی بدهیم از همان دست باز پس میگیریم و چه بسا بیشتر

اگه میبینی مدتی هست هر کاری میکنی ولی باز احساس رضایت و شادمانی نداری همین الان دل یک نفر را شاد کن و نتیجه را ببین

موفقيت هم يك عادت است. اگر زندگيت ابري است،به اي دليل است كه روحت آنقدر كه بايد بالا نرفته است.

موفقيت اغلب در پي شكستها حاصل مي شود.

زندگاني زائيده افكار خود ماست.(ديل كارنگي)

خود را از اسارت زنجيره هاي بد بيني منفي نگري و نا اميدي آزاد كن(رابينز)

شما آن نيستيد كه فكر مي كنيد بلكه آنطوري كه فكر مي كنيد هستيد( ديل كارنگي )

هیچ یک از خواسته های من برآورده نشد ولی آنچه نیاز داشتم بمن داده شد

اگر تمام شب براي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستارگان را نيز از دست خواهي داد .(شکسپیر)

هرگز به دوستانت کاستي هايشان را در جمع نگو چون ممکن است عيوب خود را برطرف کنند اما مطمئنن هيچگاه تو را به خاطر اين تذکر نمي بخشند

يک مرد بدون زن مثل ماهي بدون آب است اما يک زن بدون مرد مانند يک ماهي بدون دوچرخه است

اين يک اصل غيرقابل ترديد است : کساني که دائما از شرافت حرف مي زنند از آن بويي نبرده اند

اگر شما يک سکه و من هم يک سکه داشته باشم و سکه هايمان را با هم عوض کنيم , باز هر کدام از ما يک سکه خواهيم داشت. اما اگر شما يک ايده و من يک ايده داشته باشم وآنها را با هم مبادله کنيم هر کدام داراي دو ايده خواهيم بود.

عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

مردي ديروقت ‚ خسته از كار به خانه برگشت. دم در پسر پنج ساله اش را ديد كه در انتظار او بود.

سلام بابا ! يك سئوال از شما بپرسم؟

- بله حتمآ. چه سئوالي؟

- بابا ! شما براي هرساعت كار چقدر پول مي گيريد؟

مرد با ناراحتي پاسخ داد: اين به تو ارتباطي ندارد. چرا چنين سئوالي ميكني؟

- فقط ميخواهم بدانم.

- اگر بايد بداني ‚ بسيار خوب مي گويم : 20 دلار

پسر كوچك در حالي كه سرش پائين بود آه كشيد. بعد به مرد نگاه كرد و گفت : ميشود 10 دلار به من قرض بدهيد ؟

مرد عصباني شد و گفت : ....

اگر دليلت براي پرسيدن اين سئوال ‚ فقط اين بود كه پولي براي خريدن يك اسباب بازي مزخرف از من بگيري كاملآ در اشتباهي‚ سريع به اطاقت برگرد و برو فكر كن كه چرا اينقدر خودخواه هستي. من هر روز سخت كار مي كنم و براي چنين رفتارهاي كودكانه وقت ندارم.

پسر كوچك‚ آرام به اتاقش رفت و در را بست.

مرد نشست و باز هم عصباني تر شد: چطور به خودش اجازه مي دهد فقط براي گرفتن پول از من چنين سئوالاتي كند؟

بعد از حدود يك ساعت مرد آرام تر شد و فكر كرد كه شايد با پسر كوچكش خيلي تند و خشن رفتار كرده است. شايد واقعآ چيزي بوده كه او براي خريدنش به 10 دلار نياز داشته است. به خصوص اينكه خيلي كم پيش مي آمد پسرك از پدرش درخواست پول كند.

مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز كرد.

- خوابي پسرم ؟

- نه پدر ، بيدارم.

- من فكر كردم شايد با تو خشن رفتار كرده ام. امروز كارم سخت و طولاني بود و همه ناراحتي هايم را سر تو خالي كردم. بيا اين 10 دلاري كه خواسته بودي.

پسر كوچولو نشست‚ خنديد و فرياد زد : متشكرم بابا ! بعد دستش را زير بالشش برد و از آن زير چند اسكناس مچاله شده در آورد.

مرد وقتي ديد پسر كوچولو خودش هم پول داشته ‚ دوباره عصباني شد و با ناراحتي گفت : با اين كه خودت پول داشتي ‚ چرا دوباره درخواست پول كردي؟

پسر كوچولو پاسخ داد: براي اينكه پولم كافي نبود‚ ولي من حالا 20 دلار دارم. آيا مي توانم يك ساعت از كار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بياييد؟ من شام خوردن با شما را خيلي دوست دارم ...

دیدم هیچی زیبا تر از این داستان نمیتونه بهم کمک کنه تا منظورم را برسانم

یک مقدار حواسمان را به اطرافمان بشتر جمع کنیم کسانی هستند در زندگی ما که خیلی دوست دارند با آنها باشیم و حداقل ۵ دقیقه هم که شده با آنها صحبت کنیم ولی دریغ میکنیم

اگر قدر داشته هایمان را ندانیم بی برو برگرد از دست میدهیم .این رو گفتم چون بارها امتحان کردم

مدتی بود کنجکاو شده بودم در روابط بین زن و مردهای متاهل ،وقتی خوب دقت کردم دیدم ۹۰ درصد اختلافات بین آنها بخاطر عدم گفتگو و صرف کردن وقت برای هم بوده

دوستی میگفت اگر هر زن و مردی شبی ۱۰ دقیقه با هم گفتگو کنند هیچ وقت به مشکلی برخورد نمیکنند البته راجع به موضوعاتی که مورد علاقه دو طرف باشد و با رعایت اصل احترام به نظر دیگران ،حالا در این بین بچه ها هم سهم بزرگی دارند .

کمی توجه بد نیست

رویش باغ سکوت ، در هنگامه خروش و همهمه ارزشش را نشان می دهد

اگر شما دشمن دارید ، بدی او را با خوبی پاداش ندهید ، زیرا این امر موجب شرمساری او می گردد . ولی به او وانمود کنید که او با این عمل خود برای شما خدمتی انجام داده است

آنانکه از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند

در كارهاي دشوار نشاط بسيار وجود دارد

كسي را كه دوست داري رهايش كن اگر سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده

بزرگترين پند زندگي اين است كه گاهي احمق ها درست مي گويند.! چرچيل

بسياري از مردم از نظر شخصيت مادي به اوج کمال مي رسند
اما عقل آنها به اين مقام عادت ندارد. و بسياري از آدمهاي ديگر به عکس .

عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

تمام افرادي كه ما با آنها در ارتباطيم به دنبال گمشدة خود در اين دنياي بزرگ مي‌گردند. خود ما نيز به دنبال كسي هستيم كه اگر اوقاتي را با او سپري مي‌كنيم اين دقايق از بهترين‌ها و به ياد ماندني‌ترين لحظات زندگي مان باشد و هر چه شناخت ما از خود و سپس از اطرافيان بيشتر باشد ارتباطمان شكل بهتري به خود مي‌گيرد. اگر بتوانيم در چند برخورد اول مخاطب‌مان را بشناسيم شايد بتوانيم از تنش و درگيري‌هاي بعدي جلوگيري كرده باشيم و يا شايد سرعت برقراري ارتباطمان بيشتر باشد.
    افراد را از نظر روحي مي‌توانيم به سه دسته 1 - بصري 2 - سمعي 3 - لمسي تقسيم كنيم و اين از ضروري‌ترين دانستني‌ها مي‌باشد. ممكن است كسي هر سه حالت را داشته باشد اما به طور حتم يكي از اين حالتها غالب است‌. حالا ببينيم كه اين كيفيت‌ها چگونه‌اند:
    افراد بصري‌:
    اين افراد بيشتر به كيفيت‌هاي ديداري توجه دارند و تصاوير براي آنها اهميت بيشتري دارد. سريع صحبت مي‌كنند و... از حركات دست بسيار استفاده مي‌كنند و هر آنچه را تعريف مي‌كنند به گونه‌اي مي‌گويند كه مخاطب تصوير آن را در ذهن خود ببيند.
    افراد سمعي‌:اين افراد بيشتر به شنيده‌ها توجه دارند. كلام و طنين و آهنگ را به خاطر مي‌سپارند. هيجان كمتري دارند. آهسته صحبت مي‌كنند و سعي مي‌كنند كه بيانشان شيوا و رسا باشد.
    افراد لمسي‌: اين افراد بيشتر به كيفيت‌هاي لمسي توجه دارند و از آنچه لمس كرده‌اند صحبت مي‌كنند. خيلي آرامند حتي يك نوع رخوت و سستي را مي‌توان در آنها ديد. احساس آنها از ديگران عميق‌تر است‌. براي شناخت اين افراد تنها كافيست اين قصه را به دقت بخوانيد:
    سه دوست با كيفيت‌هاي حسي متفاوت با هم به باغي مي‌روند و هنگامي كه برگشتند كافي است كه از هر يك از آنها بپرسيم كه گردش چطور بود؟ نفر اول مي‌گويد: آنقدر زيبا بود كه حد نداشت‌. آسمان آبي و درختها سرسبز، آب آنقدر زلال بود كه كنار رودخانه معلوم بود. كاش با خودمان دوربين برده بوديم‌... آفرين‌، او يك فرد بصري است‌. نفر دوم اينگونه تعريف مي‌كند: آدم واقعاً نياز دارد گاهي از سر و صداي شهر دور باشد و به صداي طبيعت گوش دهد. صداي رودخانه آنقدر لذتبخش بود. باور كن پرنده‌ها قشنگ‌تر مي‌خواندند... درست حدس زديد، او يك فرد سمعي است‌. نفر سوم مي‌گويد: در آن سايه خنك كه روي پوستمان وزش نسيم را كاملاً حس مي‌كرديم و از همه بهتر وقتي بود كه پاهايمان را در آب خنك فرو مي‌برديم‌... اين كه ديگر از همه راحت‌تر بود. او يك فرد لمسي است‌. متوجه شديد كه به راحتي مي‌توان اين حالتها را در افراد مختلف تشخيص داد. حال دانستن اين موضوع شما را در ارتباط قوي‌تر و صميميت و تأثير گذاري بيشتر كمك مي‌كند. با هر تيپي از افراد بايد مثل خودش و براساس كيفيت حسي خودش رفتار كرد. اين به معناي خلاف ميل خود عمل كردن نيست‌، بلكه براي تأثيرگذاري بيشتر است‌. اگر لازم است از رئيس خود چيزي بخواهيد، فرزندتان را در مورد موضوعي نصيحت كنيد و يا همسر خود را راهنمايي كنيد با دانستن اين كه با هر كسي با كيفيت حسي متفاوت چگونه رفتار كنيد، بهتر مي‌توانيد ارتباط برقرار كنيد و اطلاعات لازم را انتقال دهيد.
    با بصري‌ها چگونه رفتار كنيم‌؟ افراد بصري به هر آنچه به چشم آيد بيشتر توجه مي‌كنند. بصري‌ها عاشق گل اند. دوستدار هديه دادن و هديه گرفتن هستند. به كاغذ كادو و هديه علاقه‌مندند. به اين كه از ديد ديگران چگونه‌اند، خيلي اهميت مي‌دهند. با بصري‌ها بايد پرشورتر و پرهيجان‌تر بود. بايد خلاصه صحبت كرد. توضيح و تفسير زياد حوصلة آنها را سر مي‌برد. از حركات دست و چهره در هنگام صحبت بهره ببريد. براي بصري‌ها كادو ببريد. رفتاري مؤدبانه و محترمانه داشته باشيد به احترام آنها بلند شويد، آنها از آدم‌هاي شُل و وِل متنفرند و عاشق هيجان‌اند.
    با سمعي‌ها چگونه رفتار كنيم‌؟ سمعي‌ها به شنيده‌ها توجه دارند. به گفتار مؤدبانه و محترمانه‌. به اظهار علاقه گفتاري «به دوستت دارم‌.» به موسيقي و صداي خوش توجه نشان مي‌دهند. با سمعي‌ها كمي آرام‌تر از بصري‌ها صحبت كنيد. شمرده و متين باشيد. تشويق‌تان بيشتر كلامي باشد. يك «آفرين‌» و «دوستت دارم‌» براي يك سمعي هزار مرتبه بيشتر از «يك هديه‌» مي‌ارزد. تند صحبت كردن با آنها بي‌ادبي تلقي مي‌شود.
    با لمسي‌ها چگونه رفتار كنيم‌؟
    لمسي‌ها بسيار ملايم اند. آنقدر كه به نظر بعضي‌ها شل و ولند. اما در ملايمت آنها متانت است‌. لمسي‌ها به آنچه با دست حس مي‌كنند خيلي ميانه گرمي دارند. لمسي‌ها را بايد در آغوش كشيد. دستانشان را به گرمي فشرد. آنقدر كه با نوازش و در آغوش كشيدن و بوسيدن مي‌توان محبت را به لمسي‌ها ابراز كرد با «دوستت دارم‌» و «هديه‌» اين كار ميسر نيست‌. با لمسي‌ها ملايم صحبت كنيد.
    مثل اين كه ديگه بهتر از اين نميشه‌، همة عزيزانمان را مي‌توانيم شاد كنيم‌. اما مواظب باشيم درست تشخيص دهيم

آسانسور منتهی به موفقیت خراب شده است اما پله ها همیشه هستند...

تجربه بهترین درس است هرچند که حق التدریس آن گران باشد

آنچه سرنوشت مارا تعیین میکند، شرایط زندگیمان نیست بلکه تصمیمهای ماست

دل منطقی داردکه عقل ازآن بی خبراست

یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن

وسواس یکی از حربه های شیطان، برای مشغولیت فکر و دل جهت دوری از خداست

شکسپير مي گويد بدترين گناه اين است که به کسي که تو را راستگو مي پندارد دروغ بگويي

هر روز همان روز را زندگی کن و بدین سان تمامی عمر را زندگی کرده ای . نانسی سیمس

فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري ، وبدست بياور چيزي رو كه نمي توني فراموشش كني خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد

هر كاري را كه تصميم به انجام آن گرفتيد نصف آن را انجام داده ايد

مردي كه كوه را از ميان برداشت مردي بود كه شروع به برداشتن سنگريزه ها كرد

نا اميدي نخستين گامي است كه شخص به سوي گور برمي دارد

عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

چند روزی است که در حال مطالعه کتاب ۴ اثر از فلورانس اسکاول شین هستم

دلم نیامد شما را در لذت خواندن این کتاب شریک نکنم به جرات یکی از اثر بخش ترین کتابهایی بوده که تا کنون خوانده ام اگر دوست ندارید در زندگیتان تغییری ایجاد شود پیشنهاد میکنم این کتاب را نخوانید چون بعد از خواندن به شدت روح و ذهن شما را درگیر میکند و اگر خواهان تغییری عمیق و پایدار هستید مثلا" در زمینه مالی یا عاطفی و رفتاری و عشق حتما" این کتاب را مطالعه کنید که معجزه میکند

قسمتهای از آن را به اختصار اینجا بیان میکنم

هر آنچه آدمی در خیال خود تصویر کند دیر یا زود در زندگیش نمایان میشود مردی میشناسم که از مرضی معین که بسیار نادر بود میترسید اما آنقدر به آن مرض فکر کرد و درباره اش مطالعه کرد که آن بیماری آشکارا بدنش را فرا گرفت و مرد . در واقع او قربانی خیالپردازی خود شد

ذهن سه بخش دارد نیمه هشیار ،هشیار و هشیاری برتر .ذهن نیمه هشیار هر فرمانی را به آن بدهند مو به مو انجام میدهد چون قدرت بالای دارد هر آنچه آدمی عمیقا" احساس یا به روشنی مجسم کند بر ذهن نیمه هشیار نقش اثر میکذارد و مو به مو در صحنه زندگی ظاهر میشود

آنچه مهم است این میباشد که برای دگرگونی در ذهن نیمه هشیار باید تاکید کنیم که دو قدرت وجود ندارد تنها یک قدرت وجود دارد و آن قدرت خداست پس دلسردی هم وجود ندارد و این اکتشاف یعنی یک شادی غیره منتظره

زنی را میشناختم که نگران سراغم آمد و از بی پولی شکایت کرد و گفت هیچ پولی برای خرید سال نو ندارد به او گفتم خدا با توست او روزی تو را میرساند فقط تو باید یک کار انجام دهی و آن اینکه به گونه ای رفتار کنی که انگار مقدار زیادی پول به تو رسیده زن گفت من کلا" ۱۰ دلار بیشتر ندارم گفتم با ۵ دلار آن کاغذ کادو و چسب تهیه کن و آماده باش تا آن پول برسد و از الان به گونه ای رفتار کن که انگار آن پول را بدست آوردی او مرا ترک کرد  دو روز بعد با من تماس گرفت و با گریه بمن گفت امروز مبلغ بسیار زیادی پول از طریق کسی که هرگز فکرش را نمیکردم به دستم رسید 

درست هنگامی که انسان کوچکترین نشانهای از آنچه طلبیده نمیبیند باید برای آن تدارک ببیند

در سالی که نیویورک گرفتار کمبود شدید مسکن بود ،زنی باید خانه ای پیدا میکرد البته همه آن را امری محال میدانستند و با او میگفتند متاسفیم که مجبوری بروی در هتل زندگی کنی ولی او مدام میگفت خدایا راه را برای آن خانه های که برایم میخواهی بگشا  او ایمان داشت که برای هر تقاضایی ،عرضه ای هست .به فکر افتاد چند پتوی نو بخرد اما همین که ترس به او غالب شد گفت پتو نخر شاید نتوانستی خانه ای بگیری ولی سریع به خود تشر زد و همان لحظه رفت و دو عدد پتو خرید  .

فردای آن روز به طور معجزه آسا بین ۲۰۰ متقا ضی یک آپارتمان ، آن آپارتمان به او داده شد  پتوها که نشانگر ایمان فعال او بود او را صاحب خانه کرد

جز تردید و هراس هیچ چیز نمیتواند میان انسان و بزرگترین آرمانها یا مراد دلش فاصله ایجاد کند به محض اینکه آدمی بتواند بی هیچ دلهره ای آرزو کند بی درنگ برآورده میشود

مراقب گفتار خود باشید

روزی از دوستم پرسیدم فرزندت سرخک گرفته گفت خدا رو شکر هنوز نه ،یعنی اینکه من منتظرم تا سرخک بگیرد همین فکر و طرز بیان باعث شد ۳ روز بعد فرزندش سرخک بگیرد

جهان هستی بازتاب دهنده افکار و اعمال و گفتار شماست ذهن نیمه هشیار شوخی سرش نمیشود اگر به شوخی به کسی میگویید من کلا" بد شانسم او دستور شما را اجرا میکند و هر آنچه بد است را برایتان به ارمغان می آورد

این جمله زندگی بسیاری را دگرگون کرد بهترین دوستم روزی سراغم آمد و گفت دارم ورشکست می شوم کمک کن، گفتم چی شده گفت با کسی شریک شدم که مدام ناله میکند و غر میزند گفتم سریع شراکت را با او بهم بزن و این جمله را برای مدتی هر روز با قاطعیت بیان کن من کاری دارم عالی به شیوه ای عالی با خدمتی عالی برای پاداشی عالی

امروز او از بزرگترین سرمایه داران است  

تجسم کنید

آنچه را که دوست دارید به آن برسید به صورت واضح در ذهنتان تصویر کنید خود را در خانه مورد علاقه و رویائی تان ببینید  و هر روز آن را تجسم کنید با جزئیات .همسر مورد علاقه یا ماشین دلخواه تان را در کنار خود تجسم کنید  .اگر به خانه ای علاقمند هستید روزی به آن محل بروید یک عکس از آن تهیه کنید و هر روز آن عکس را نگاه کنید و خود را در آن خانه و صاحب آن تجسم کنید و شک نکنید مدتی بعد شما صاحب آن میشوید فقط یادتان باشد بگویید آن خانه یا مشابه آن هر کدام را که خدا صلاح دانست

سپس به گونه ای رفتار کنید که انگار از پیش به آرزویتان رسیده اید مقداری لوازم جهت تزیین خانه بخرید تا ذهن نیمه هشیار شما متوجه شود و بدنبال فراهم کردن شرایط رسیدن شما به آن باشد .باز هم تاکید میکنم تنها یک قدرت وجود دارد و آن خدا است بطلبید شک را از خود دور کنید و سریعا" آنچه را طلب کرده اید دریافت میکنید .

یادمان باشد به گونه ای رفتار کنیم که گویی به هر آنچه میخواهیم رسیده ایم اگر آرزوی کرده ایم و به آن نرسیده ایم بدانیم رفتار ما همان رفتار قبل است و تا عوض نشود تغییری در آرزویمان و زندگی رخ نمیدهد مثلا" اگر در آرزوی رسیدن به ثروت هستید ولی هنوز به این فکر میکنید که اگر پولم تمام شد چیکار کنم یا بروم از چه کسی قرض کنم یا اگر بدهکار شدم چطوری بدهی ام را پس بدهم شما ثروتمند که نمیشوید هیچ بلکه فقیر تر هم میشوید چون به ذهن نیمه هشیار دستور میدهید برایتان فقر هدیه بیاورد  

موفق و پایدار باشید و ممنون از همگی دوستانی که من رو دعا کردند

به امید اینکه شما هم به تمام آرزوهایتان برسید

عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

منم در دید دور آسمانت... تویی در سرنوشت آرزویم ...منم تلخ ترین لحظه هایت... تویی جاودانه ترین بر زبانم... منم این آرزوی بی نیازت... تویی اشکی نهفته در نگاهم ...منم گلهای خشکیده ی باغی... تویی گلهای جاویدان باغم... منم قفل کلید دردهایت... تویی مرهم بر زخم هایم... منم زندانی از عشق و محبت... تویی عاشق ندای بی نهایت...

گفتم: «لعنت بر شیطان»! شیطان لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.» پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟» پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز

ملتمس دعاهای شما هستم تو این شبها منو فراموش نکنید

دلشکسته رو به آسمان کردم و از پروردگار طلب بخشش نمودم بابت تمام گناهانی که کردم و با افتخار به آنها میبالیدم دعا کردم تا خداوند کمکم کند دست از سر خودم بردارم ،دعا کردم برای باز شدن گره از زندگی همه

روحم آرامش گرفت قطرات اشک از چشمانم سرازیر شد خدا را حس کردم فریاد زدم خدایا منو در آغوشت پناه ده دستم را رها نکن و منو به خودم وا مگذار

بار الهی به لطف عظمتت خانه ی قلبم را با طلویی دوباره آزین بخش... بار الهی به عظمت وجودیت سوگند که لحظه های نزدیکیت بر من... و دوری من از شما... لحظه هایی بس تلخ می باشد تو به لطف مهربانیت مرا در تنهاییم تنهای تنها مگذارتا بار دیگر از وجودت الهام بگیرم... بار الهی می دانم که سجده بر خاکت مقدس ترین  بندگیست پس تو به لطف مقدست مرا پاکیزه گردان از هوای نفس بر من... بار الهی تو می دانی آنچه قلبم را به آتش می کشد و تو می دانی راه درمانش!!!...بار الهی تو می دانی من پیوسته در عدمم و تو می دانی که جاودانگی ازان کیست بار پروردگارا تنها تویی که می دانی....

خدایا! به کجای این شب تیره، بیاویزم قبای ژنده خود را؟!"

بار الهی! موسیقی بودنم را با حضورت موزون کن! ناکوکم خدا!!! کوکم کن!

مرا آنچنان توانمند کن! خدایا! تا با لبانم موسیقی حضورت را بنوازم!  نت های روح بخش بودنت را به قلمم

بیاموز! خدا!!! قلبم را از آلایش ها در امان بدار! معبود من! قبلم را سزاوار معبودم قرار ده!

 "در دل من چیزی است! مثل یک بیشه نور! مثل خواب دم صبح! وچنان بی تابم! و چنان بی تابم!

که دلم می خواهد، بدوم تا ته دشت! برم تاسر کوه!

دورها آوایی است! که مرا می خواند.........................

 

فرشتگان از خدا پرسيدن: خدايا تو که بشر رو آنقدر دوست داري چرا غم را آفريدي ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفريدم چون اين مخلوقه من تا غمگين نباشد به ياد خالقش

 نمي افتد

وقتي هيچ کاري ديگه از دستت ساخته نيست(مستاصل شدي) همه چيزو به خدا بسپار)اون بلده چطوری مشکلات  ما را حل کنه

عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

مردي مقابل گل فروشي ايستاده بود و مي خواست دسته گلي براي مادرش كه در شهر ديگري بود سفارش دهد تا برايش پست شود.

وقتي از گل فروشي خارج شد، دختري را ديد كه روي جدول خيابان نشسته بود هق هق گريه مي كرد.

مرد  نزديك دختر رفت و از او پرسيد: «دختر خوب، چرا گريه مي كني؟»

دختر در حالي كه گريه مي كرد، گفت: «مي خواستم براي مادرم يك شاخه گل رز بخرم ولي فقط 75 سنت دارم در حالي كه گل رز 2 دلار مي شود. مرد لبخندي زد و گفت: «با من بيا، من براي تو يك شاخه گل رز قشنگ مي خرم.»

وقتي از گل فروشي خارج مي شدند، مرد به دختر گفت: «مادرت كجاست؟ مي خواهي تو را برسانم؟»

دختر دست مرد را گرفت و گفت :«آنجا» و به قبرستان آن طرف خيابان اشاره كرد.

مرد او را به قبرستان برد و دختر روي يك قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.

مرد دلش گرفت، طاقت نياورد، به گل فروشي برگشت ، دسته گل را گرفت و 200 مايل رانندگي كرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد

تا دیر نشده قدر داشته هایمان را بدانیم

در خزان زندگي، آنچه را كه روزها كاشته اي مي دروي

پوزش و عذرخواهی دلیل خردمندی است.

پیش از پیری جوانی و پیش از بیماری تندرستی را دریاب.

نگذارید موریانه نگرانی ، بنای زندگیتان را واژگون کند

نگاه مکن چه کسی سخن می گوید ، ببین چه می گوید

به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد

نباید اجازه بدهیم روحمان به وسیله افسوس و پشیمانی ساییده شود

 مهم نيست تو چه كسي هستي ، ولي مي تواني و بايد تمام تلاش خود را براي استفاده از تمام امكانات زندگي ات خرج كني . هيچ كس نمي تواند تو را زمين گير كند و هيچكس هم قدرت چنين كاري را ندارد جهان براي تو پر از فرصت است . امروز را روز شكار فرصت هايت قرار بده و از همين الان براي شكار اقدام كن . تو لياقت بهترين ها را داري و تنها كسي هستي كه مطمئناً مي تواني اين بهترين ها را بدست آوري .

زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز

جامعه ممکن است آينده اي را براي من در نظر گرفته باشد، اما اين تنها من هستم که سرنوشت خود را تعيين مي کنم

اگر به انچه كه مي خاستي نرسيدي از انچه كه هستي نگران نباش(امام علي(ع))



هر چيزي كه شمردني است پايان مي پزيرد و به هر چه كه انتظار مي كشيدي خواهد رسيد

اينکه هر روز کودکي متولد مي شود، يعني اينکه خداوند هنوز به آينده ي انسان اميدوار است

عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

آقاى جك ، رفته بود استخدام بشود . صورتش را شش تيغه كرده بود و كراوات تازه اش را به گردنش بسته بود و لباس پلو خورى اش را پوشيده بود و حاضر شده بود تا به پرسش هاى مدير شركت جواب بدهد .
آقاى مدير شركت، بجاى اينكه مثل نكير و منكر از آقاى جك سين جيم بكند ، يك ورقه كاغذ گذاشت جلوش و از او خواست تنها به يك سئوال پاسخ بدهد . سئوال اين بود :
"شما در يك شب بسيار سرد و طوفانى ، در جاده اى خلوت رانندگى ميكنيد ، ناگهان متوجه ميشويد كه سه نفر در ايستگاه اتوبوس ، به انتظار رسيدن اتوبوس ، اين پا و آن پا ميكنند و در آن باد و باران و طوفان چشم براه معجزه اى هستند .يكى از آنها پير زن بيمارى است كه اگر هر چه زود تر كمكى به او نشود ممكن است همانجا در ايستگاه اتوبوس غزل خداحافظى را بخواند . دومين نفر ، صميمى ترين و قديمى ترين دوست شماست كه حتى يك بار شما را از مرگ نجات داده است . و نفر سوم، دختر خانم بسيار زيبايى است كه زن رويايى شماست و شما همواره آرزو داشته ايد او را در كنار خود داشته باشيد . اگر اتومبيل شما فقط يك جاى خالى داشته باشد ، شما از ميان اين سه نفر كداميك را سوار ماشين تان مى كنيد ؟؟پير زن بيما ر؟؟ دوست قديمى ؟؟ يا آن دختر زيبا را ؟؟ "
جوابى كه آقاى جك به مدير شركت داد ، سبب شد تا از ميان دويست نفر متقاضى ، برنده شود و به استخدام شركت در آيد .
راستى ، ميدانيد آقاى جك چه جوابى داد ؟؟ اگر شما جاى او بوديد چه كار ميكرديد ؟؟
و اما پاسخ آقاى جك :
آقاى جك گفت : من سويچ ماشينم را ميدهم به آن دوست قديمى ام تا پير زن بيمار را به بيمارستان برساند ، و خود من با آن دختر خانم زيبا در ايستگاه اتوبوس ميمانم تا اتوبوس از راه برسد و ما را سوار كند.

صداقت و تفکر همیشه میتونه به ما کمک کنه تا در شرایط سخت هم گره از کار ما باز شود و نتیجه صادق بودن

همیشه بهترینها و کمتر شدن مشکلات است

آدم پرحرف تخم مى پاشد و آدم خاموش درو مى كند.

اگر ميدانستيد که يک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد ارزوي باز گشت به زندگي رادارد انگاه قدر روزهايي که با غم سپري ميکرديد را بهتر ميدانستيد.ابن سينا

بچه ها به پنج دليل دوست داشتني اند _گريه مي كنند چون گريه كليد بهشته. _قهركه مي كنند زود آشتي مي كنند چون كينه ندارند. _چيزي كه مي سازند زود خراب مي كنند چون به دنيا دلبستگي ندارند. _با خاك بازي مي كنند چون تكبر ندارند. _خوراكي كه دارند زود مي خورند و براي فردا نگه نمي دارند چون آرزوهاي دراز ندارند

اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي

هميشه به ياد داشته باش در ارتفاعي خاص از زمين ديگر ابري وجود ندارد اگر آسمان زندگيت ابري ست به اين دليل است که روحت به اندازه کافي اوج نگرفته است

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن

مقايسه را كنار بگذار ، آنگاه زندگي واقعاً زيباست . مقايسه را كنار بگذار آن وقت مي تواني بي كم و كاست از زندگي لذت ببري . كسي كه از زندگي اش لذت مي برد هيچ ميلي به تملك ندارد زيرا مي داند چيزهاي واقعي زندگي كه ارزش لذت بردن دارند قابل خريداري نيستند .

كافي نيست فقط ديگران را ببخشيم ، بلكه گاهي خود را نيز بايد ببخشيم

کاری را که برای دیگران انجام میدهید برای خود بکنید

با پول ميتواني زيباترين تختخواب را داشته باشي اما خواب راحت را هرگز و با پول ميتواني مقام داشته باشي اما احترام را هرگز

فراموش نکن: امروز وهر چيزي که داري يک هـديه و نـعمت الـهي اســـــت پس خدا را شکر کن تا باز هم بيشتر به تو عنايت کند و از رحمتش به تو ارزاني نمايد

خدايا شکرت

الهی نـــام تو مــا را جواز و مهــــــر تو ما را جهــاز

الهی شنــاخت تو ما را امان و لطف تو مـــا را عیـــان

عاشق و آزاده باشيد در سايه پروردگار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  | 

خدايا!

            هم یاد کردن ما تو را، لطف توست و هم یاد کردن تو، ما را

گاهی وقتها که داری سکان کشتی زندگیت رو هدایت می کنی یهو متوجه میشی که کشتی ناغافل به گل نشسته و دیگه حرکت نمی کنه .. آروم و بی صدا موتور ها رو خاموش می کنی صبر میکنی از سر و صدای اطراف کاسته بشه اونوقت وسط اقیانوس زندگی به نظاره میشینی .. عکس العمل تو چیه ؟

نگران میشی ؟ فکر میکنی ؟ نقشه رو مرور می کنی ببینی کجا هستی و موقعیتت چیه ؟ رو عرشه کشتی سوت زنان قدم میزنی ؟ با نزدیکترین مرکز رادیویی دریایی تماس میگیری و موقعیتت رو اعلام می کنی و در خواست کمک می کنی ؟

می دونی از این اتفاقات تو زندگی هر کسی می افتد و هیچ جایی هم برای فرار از اون وجود نداره ولی مهم واکنش تو نسبت به شرایط است که تو رو متفاوت می کنه . اگه بخواهی به دلت یاس و نا امیدی راه بدی اون روز کد مرگ خودت و آرزو هات رو زدی . زندگی معنی اش این نیست که همه چیز بر وفق مراد ما باشه زندگی مبارزه و روش مبارزه است با مشکلات و سختی ها . دوست عزیزی یه جمله ایی رو بهم گفت که اینجا می نویسم : بهم گفت : حتما شنیدی که می گن ترس برادر مرگ است ؟ گفتم : آره . گفت : نه ! ترس خود مرگه ! هر زمان که ترسیدی خودت رو مرده حساب کن . اگه برای بدست آوردن چیزی ترسیدی و یا حتی ترسیدی که توی رویاهات اون تجسم کنی اون خواسته رو مرده تلقی کن . تو هر چیزی رو که بخواهی بدست می آوری و بهتر و دقیق تر بگم اینکه ، داریش .

این حرف برای لحظه ایی من رو به فکر فرو برد .. با یه مرور کوتاه دیدم که تمام چیز هایی رو که از دست دادم بخاطر ترسم بوده و نه چیز دیگه و یا بدترین اتفاقاتی که برام افتاده بخاطر ترسهام بوده گر چه یک سری ترسها باعث حفاظت از جان و مال و زندگیم شده ولی در اینجا صحبت از ترسهای مخرب یا همان خیالات باطل و منفی است . شاید برای شما هم این حالت پیش بیاد و یا اومده باشه . فقط کافیه یه لحظه فکر کنی و صادقانه فکر کنی اونوقت است که حقیقت رو میبینی .

درسته بعضی وقتها ما از ناشناخته ها می ترسیم از چیزی که نسبت بهش شناخت نداریم هراس داریم . گاهی وقتها تردید داریم که از طرف مقابل خودمون تایید میگیریم یا خیر ؟ یا اینکه فکر میکنیم اگه اون جوابی رو که دلخواهم بود نشنیدم چکار کنم ؟ چه بر سر غرورم میاد ؟ ولی من بهت یه نصیحتی می کنم : " تو حتی اگه همون چیزی رو که می خواهی دریافت نکنی باز هم باید به خودت افتخار کنی . چون در اون لحظه خودت بودی و لذت خود بودن رو تجربه کردی . و با افتخار و غرور خواسته ات رو بیان کردی . حالا دیگه انتخا با خودت است که بخواهی خودت باشی و خودت رو زندگی کنی و یا اینکه خودت رو فدای ترس ها و تشویش های درونی ات کنی و لذتی از خود بودنت نبری .

این دیگه انتخابی است که کاملا به خودت بستگی داره

تا چیزی را نپذیریم نمی توانیم تغییرش دهیم

دانایان با عمل زندگی می کنند, نه با اندیشه عمل

جهان هستی آنچه به تو می دهد, که لیاقت آن را داری ,نه آنچه راکه لازم داری

اصل انتظار: به آدمها آن می رسد, که منتظرش هستند.

اگر می خواهی ببینی که دیگران نسبت به تو چه احساسی دارند,ببینید خود چه احساسی نسبت به خود دارید.زیرا دیگران وقتی در تو نگاه میکنند, نسبت به تو آن احساسی را دارند, که تو نسبت به خود داری

و این رو یادت باشه که تو موجودی هستی بی نظیر که وجودت در این دنیا لازم و ضروری است و جایگاه ویژه خودت رو داری .

بسیاری از مردم تمام عمر خود را در جزیره ای خیالی به نام "یک روز دست به کار خواهم شد می گذرانند

من نهصد و نود و نه بار شکست نخورده ام بلکه من نهصد و نود و نه روش یاد گرفته ام که چگونه لامپ ساخته نمی شود. توماس ادیسون

آینده اتفاق نمی افتد ساخته می شود

سالها پشت درهای بسته نشسته بودم

تا اینکه فهمیدم

کسی که باید درها را باز می کرد

خودم بودم

راستی دوتا سوال برام پیش امده کسی میتونه جوابش رو بهم بده ممنون میشم

چرا اگر به کسی بگید که در فضا 4 میلیارد ستاره وجود داره باورش میشه ولی اگر بهش بگید رنگ دیوار خیسه خودش با دست امتحان می کنه تا مطمئن بشه؟

۲.  چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟

عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  |