تبليغاتX
(دولت عشق (آرامش درون - اعتماد به نفس
تو زندگی مثل زودپز باش. هر وقت جوش آوردی در کمال خونسردی سوت بزن
دوست عزیزی به اسم سیما نظری گذاشتن در مطلب قبلی به این عنوان (اگه یه نفر نخواد که به زندگی ادامه بده باید چکار کنه؟خدا کجاست؟
من که هر چی صداش می زنم نمی شنوه؟ شاید هم با من قهره!
دیگه خسته شدم از اینکه مجبور می شم آدمایی رو که دوستشون دارم دیگه دوستشون نداشته باشمو دونه دونه خطشون بزنم
.)
سلام سیما جان امیدوارم که امروز بهتر باشی
اگه یه نفر نخواد که به زندگی ادامه بده باید چکار کنه؟
حق انتخاب با ماست و انتخاب راهش هم با ماست ولی یک مشکل باقی میمونه و اون اینه که آیا با با ادامه ندادن به زندگی مشکل هم برطرف میشه ؟به نظر من نه
اگر فکر میکنی که فقط مشکلات سراغ تو میاد که سخت در اشتباهی من حاضرم مشکلاتم را با مشکلات شما عوض کنم قبول دارید؟چون من هم فکر میکنم  بدترین مشکلات زندگی رو من دارم .ولی این خصلت ما آدمهاست همه فکر میکنیم مال ما از همه حاد تره ولی اینطور نیست چند روز پیش تو خبرها میخوندم که یک پدری به خاطر خرج عمل فرزند معلولش کلیه اش را فروخته ولی هنوز به مقدار دیگه ای پول نیاز داره
و کسی هم نیست که اون پول را براش تهیه کنه اون پس باید چی بگه .یا خانمی ایرانی رو من میشناسم که در همین کشوری که من زندگی میکنم برای تامین مخارج زندگیش  مجبوره شبها چوبهای سنگین زیر بار فروشگاه ها رو که بیرون ریختن جمع کنه و برای تامین اجاره خانه اش آنها را بفروشه که بخاطر همین روماتیسم دست هم گرفته.
هر چی بیشتر خودت رو غرق مشکلات کنی بیشتر هم فرو میری .بسپار به خدا و اجازه بده در زمانی که خدا تشخیص میده اونها حل بشه . و بدون همیشه بهترین اتفاقات زمانی می افته که تو انتظارش رو نداری . هر وقت دیدی واقعآ داره بهت فشار میاره بدون دیگه رسیده به  آخرش و به زودی خورشید طلوع میکنه. سعی کن خودت انتخاب کنی که آزاده زندگی کنی و بخاطر دل خودت رفتار کن و خودت را هیچ وقت مجبور به انجام کاری نکن .اون موقع میبینی که زندگی چقدر قشنگ تره.روزهای سخت پیش در آمد روزهای خوبه
هر وقت شبی رو دیدی که صبح روشنی نداشت اون موقع بدون که مشکلات تو هم حل شدنی نیست .
برای اینکه حالت بهتر بشه لیست 10 تا چیزی رو که تو زندگیت داری رو بنویس و خدا رو شکر کن 

به امید رسیدن به ساحل آرامش 

مهدی 

در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.

مرد جواني ، از دانشكده فارغ التحصيل شد . ماهها بود كه ماشين اسپرت زيبايي ،پشت شيشه هاي يك نمايشگاه به سختي توجهش را جلب كرده بود و از ته دل آرزو مي كرد كه روزي صاحب آن ماشين شود . مرد جوان ، از پدرش خواسته بود كه براي هديه فارغالتحصيلي ، آن ماشين را برايش بخرد . او مي دانست كه پدر توانايي خريد آن را دارد .
بلأخره روز فارغ التحصيلي فرارسيد و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصي اش فراخواند و به او گفت :
من از داشتن پسر خوبي مثل تو بي نهايت مغرور و شاد هستم و تو را بيش از هر كس ديگري در دنيا دوست دارم . سپس يك جعبه به دست او داد . پسر ،كنجكاو ولي نااميد ، جعبه را گشود و در آن يك انجيل زيبا ، كه روي آن نام او طلاكوب شده بود ، يافت .
با عصبانيت فريادي بر سر پدر كشيد و گفت : با تمام مال ودارايي كه داري ، يك انجيل به من ميدهي؟
كتاب مقدس را روي ميز گذاشت و پدر را ترك كرد .
سالها گذشت و مرد جوان در كار و تجارت موفق شد . خانه زيبايي داشت و خانواده اي فوق العاده . يك روز به اين فكر افتاد كه پدرش ، حتماً خيلي پير شده و بايد سري به او بزند . از روز فارغ التحصيلي ديگر او را نديده بود . اما قبل از اينكه اقدامي بكند ، تلگرامي به دستش رسيد كه خبر فوت پدر در آن بود و حاكي از اين بود كه پدر ، تمام اموال خود را به او بخشيده است . بنابراين لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسيدگي نمايد .
هنگامي كه به خانه پدر رسيد ، در قلبش احساس غم و پشيماني كرد . اوراق و كاغذهاي مهم پدر را گشت و آنها را بررسي نمود و در آنجا، همان انجيل قديمي را باز يافت . در حاليكه اشك مي ريخت انجيل را باز كرد وصفحات آن را ورق زد و كليد يك ماشين را پشت جلد آن پيدا كرد . در كنار آن ، يك برچسب با نام همان نمايشگاه كه ماشين مورد نظر او را داشت ، وجود داشت . روي برچسب تاريخ روز فارغ التحصيلي اش بود و روي آن نوشته شده بود : تمام مبلغ پرداخت شده است .
چند بار در زندگي دعاي خير فرشتگان و جواب مناجاتهايمان را از دست داده ايم فقط براي اينكه به آن صورتي كه انتظار داريم رخ نداده اند ... ؟؟؟!!

وقتی در شادی بسته می شود، در دیگری باز می شود. ولی معمولاً آنقدر به در بسته شده خیره می مانیم كه دری كه برایمان باز شده را نمی بینیم.
 
آدما بازی کردن رو دوس دارن.این دسته خودته که انتخاب کنی اسباب بازیشون باشی یا هم بازیشون
 

هر چه ذهنت نیرومند تر باشد ، مشكلاتت نا چیز تر خواهد نمود این منشاء آرامش درونی است ، پس تمركز كن ، این یكی از بزرگترین كلید های كامیابی است

 

عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهدی  |